Submit Blog Login Last Submitted Blogs RSS Archive Contact  
mam and dad and daughter
 
 
 
mam and dad and daughter
A Real Family In E_World
Language: English
RSS Feeds for this Blog
Statistics
Unique Visitors: 531
Total Unique Visitors: 953058
Visitors Out: 279
Total Visitors Out: 498
 
 
Articles
اتو پيای وب فارسی مدینه فاضله ی دور از دسترس ؟
2008-05-09 04:54:25
وبلاگ اصلی کلیک کنید به مناسبت ششمین سالگرد پرشین بلاگ نوشته مامان هر کار که لازم بود انجام دادم ولی نتوانستم وقت دندانپزشکی را که از قبل داشتم تعویض کنم و از کنسل کردن آن که اصلا نمی شود حرفی به میان آورد . هر چه بود قسمت من نبود که به [...]...
 
امتحان , مسئله این است
2008-05-03 21:35:58
نو شته مامان فصل امتحانات که می شود من می مانم و فاطمه ودرسهایش ، دلشوره خاصی دارم دایم می ترسم، دهانم خشک می شود سرم درد می گیرد بی خواب می شوم میل به غذا را از دست می دهم حتی لحظاتی هم ممکن است روی لبم تب خال بزند ..بابا آقا سعی می کند [...]...
 
آرزوی دخترانه
2008-04-24 01:30:50
نوشته دخترشون نمی دونم ساعت چنده …اصلا هيچی نمی فهمم , فقط اينو می دونم که تو بغل بابام ; اونقدر خوشم مياد که اصلا دوست ندارم بابا منو تو تختم بزاره , می خوام بلند شم و بابارو بوس کنم ولی خيلی زورم مياد که بلند شم ; باز هم می دونم که [...]...
 
نفس عمیق
2008-01-17 01:55:55
وبلاگ اصلی کلیک کنید نوشته مامان هر سال قبل از ماه محرم و صفر برای آخرین بار به گردش میرویم امسال هم طبق معمول به توچال رفتیم انگار این باباآقا تو تهران فقط همین یک جا را بلد است !!! حال بماند که این باباآقا به کوه که میرسد [...]...
 
ADSL و هوو … ششمین سال فعالیت وبلاگ
2007-12-26 04:12:27
وبلاگ اصلی  کلیک کنید نوشته مامان تا چهار پنج سال اول زندگی هیچ مشکلی به چشم نمی خورد اگر هم احیانا موردی پیش می آمد هنوز رشد نکرده از اساس به فراموشی سپرده می شد ولی پس از گذشت آن سالها خوب به یاد دارم که چه [...]...
 
شب قارون تکرار می شود
2007-12-19 02:29:21
      نوشته مامان شب چله همیشه برای من یادآور خاطرات خوش گذشته است خاطراتی شیرین توام با حسرت حسرت برای کسانی که الان در جمع ما نیستند پدر مادربزرگ و پدربزرگ و آنهایی که برای ما در شب چله از گذشته های دور سخن می گفتند و ما سر کیف [...]...
 
خانه کوچک
2007-11-09 03:23:59
نوشته دخترشون  وبلاگ اصلی اینجاست کلیک کنید آن روزها که خونه مون کوچک بود و من هنوز اتاق جدا نداشتم همیشه مهمانی به راه بود همه می آمدند و می رفتند خاله و دایی و مادربزرگ و عمو همسایه ها و همکلاسیها خونه نقلی ما پر از صفا و [...]...
 
روز جهانی وبلاگ , فیل در تاریکی
2007-09-01 14:59:15
 این وبلاگ هنوز در ابتدای کار است برای دیدن وبلاگ اصلی  کلیک کنید نوشته بابا   امروز مثلا روز جهانی وبلاگ بود مناسبتش هم فقط به خاطر شکلی است که تاریخ میلادی امروز تشکیل داده 3108 که البته تو این عکس واضح تر است خانم پولاد زاده [...]...
 
فمنیست
2007-08-27 02:42:53
نوشته بابا از قدیم گفته اند که زن ناقص العقل است  همین یه جمله رو نقل کردن همان و شروع جنگ همان  آخه بابا این جمله رو که من از خودم در نیاوردم  گفتم که می گویند  بابا این میگویند رو هم که تاکید کردم  که فکر نکند من خودم گفتم  ولی مثل اینکه راست می [...]...
 
بش داش
2007-08-02 03:37:12
نوشته بابا فاطمه می پرسد :این یه جور بازیه ؟ مادرش از آن طرف تقریبا داد می زند بابا ولخرجی نباشه ها من نیستم ..چیزی نمی گویم سوار ماشین که می شویم دوباره می پرسد معلومه داریم کجا میریم این بار از مادرش می پرسد خوب می دونم که [...]...
 
اوتو پیای وب فارسی
2007-08-02 03:34:47
نوشته بابا از گزارش و حرفهایی که سال قبل در باره جشن پرشین زده بودیم  خیال می کردم که امسال حتی اگر جزو برگزیدگان هم نباشیم  لااقل ما رو برای تهیه گزارش جشن هم که شده دعوت خواهند  کرد  ولی زهی خیال باطل …. این یک نمونه که کارت دعوتی در کار بوده هر جشنی بلاخره [...]...
 
ماشین صفر
2007-06-25 17:26:29
نوشته بابا الان که تابستان و فصل گرماست وقت مناسبی برای این کار است ولی مگر این مادر و دختر می گذارند!!  این که بخوام کاری بکنم و حتما برای انجام اون کار از  فاطمه و مامان خانمی اش اجازه بگیرم کمی برام سخته  آخه هر چی بهشون میگم تو کارای من دخالت نکنید  مگه گوش [...]...
 
محبوب ترین وبلاگ فارسی
2007-06-16 05:56:54
23خرداد پنج سال پیش پرشین بلاگ متولد شد و اکنون در آستانه ورود به ششمین سال دست به انتخاب محبوب ترین وبلاگ های فارسی توسط وبلاگ نویسان کرده است خوشبختانه وبلاگ ما را هم معرفی کرده اند شما هم اگر دوست داشتید به عنوان [...]...
 
فرار مغزها
2007-06-08 23:26:21
نوشته مامان هنگامی که به یاد نحوه درس خواندن خودم می افتم تمام  نمرات اکتسابی آن سالها جلوی چشمانم رژه می روند و من مادرم را به یاد می آورم که چطور لحظه ای از ما غافل نشد و با اینکه  تحصیلات  مناسبی هم نداشت ولی در شبهای امتحان پا به پای ما بیدار می ماند [...]...
 
 
 
 
eXTReMe Tracker